دارم به تاهل نزدیک می شوم .تاهل ،تعهد و تمام مراسم گیج کننده و شیرین این بین .من به مردی متعهد می شوم که قرار است دست هایم را بگیرد و در خوشی ها و ناخوشی ها در کنارم باقی بماند .ما قسم می خوریم که در متشنج ترین لحظات زندگیمان به یاد بیاوریم که چطور لبخند یکدیگر را دوست داشتیم و برای پدیدار شدن این انتهای کوچک زیبا تلاش می کردیم ...
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت
21:45 توسط حَسنا|
برچسب: نزدیکتر,
نویسنده: آرین اسدیان
تاريخ: چهارشنبه
22 شهريور
1396 ساعت: 16:21