برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «طعم باران و بوی مه» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
به اینجا که سر می زنم قلبم مچاله می شه
من دستامو توی این صفحه جا گذاشتم،گوشه ی دامن من
هنوز به اینجا سنجاقه.
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
به اینجا که سر می زنم قلبم مچاله می شه من دستامو توی این صفحه جا گذاشتم،گوشه ی دامن من هنوز به اینجا سنجاقه.
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
کلوچه توی اتاق زایمان کرده بود
بچه ها به همدیگر تکیه داده بودند ...چند زندگی کوچک/.
./امروز دختر همسایه خرگوش نیمه جانش را آورده بود
با اشک درخواست می کرد فکری به حالش کنیم،
تا شب دوام نیاورد...یک مرگ تازه/.
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
-شادی چرا آفریده شد،
وقتی اینقدر مستعد غمگین شدنیم؟
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
که یه موجودات عجیبی توی آب به شخصیت داستان حمله کرده بودن
میون اون شلوغی و حمله و اضطراب یه چیزی منفجر میشه و
همه ی اون موجودات واسه چند لحظه توی اغما و شوک خشکشون
می زنه ...
من الان اونجوریم ...یعنی هممون اونجوریم
خشکمون زده،ولی کاری هم نمی کنیم نه فرار نه حمله.
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
پ.ن:مردم به توجه و تعریف احتیاج دارن،بخیل نباشین:)
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
بلبل خرما
بنشیند روی شانه ام
قایم شود بین موهام/.
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
۲/من این حرف ها را با تو نمی گویم اما دلم برای سبزی کاشتن توی باغچه ی خانه یمان لک می زند،برای آب دادن صبح به صبح گلدان ها برای آرامش بعدازظهر و آفتاب پهن شده کف اتاق ...
۳/من هر شب از میان هزاران چراغ زرد و نارنجی عبور می کنم،تمام خستگیم را می گذارم توی تاکسی و به این فکر می کنم که یک روز تمامشان تمام می شوند.تمام این اضطراب و پریشانی ...
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان
برچسب:
نویسنده: آرین اسدیان